این مطلب را ابتدا در فیسبوک نوشته بودم از آنجایی که مربوط به هزاره هاست خواستم در وبلاگم نشر کنم.
یکی از خاطرات دور من جنگ ملا و دمبوره است!
هر
ساله که جنگ ملا و دمبوره در میگیرد من بیش از هر کسی خونم به جوش می
آید و واقعیت این است که زادگاه من (غجورباش بندر) زادگاه دمبوره هم است،
هنرمند شهید (سرور سرخوش) توسط یکی از همین ملاها به طور ناجوانمردانه در
یکی از شبهای عید قربان(تاریخ سال را نمیدانم) در خانه اش ترور شد،
همنسلان من با آهنگها و ترانههای هنرمند شهید (سرور سرخوش) آشنا هستند و
هنوز ترانههای او را بخاطر داریم که میخواند ( ای هزاره تو کی از بندگی
آزاد شوی صاحب خانه آباد شوی) پس از شهادت سرور سرخوش (داوود سرخوش از
زادگاهش آواره شد) استاد داوود سرخوش که خود سالهاست با دمبوره اش رنج و
درد انسان هزاره را فریاد زده و به دوش کشیده و بیش از هر کسی با غم انسان
هزاره آشنا است، امروز نه تنها در افغانستان بلکه فارسی زبانها در ایران و
تاجکستان از آهنگهای داوود سرخوش لذت می برند.
زمینهای شهید سرور
سرخوش توسط ملاها مصادره شده بود ولی پدرم آن زمینها را از تصرف ملاها در
آوردند و به همسر شهید سرور سرخوش( آغه عزیز ) که از جایش کوچ داده شده
بود، پس دادند و آنها را سر زمینهای شان آوردند.
چند سال پس از
شهادت سرور سرخوش دقیق یادم نیست که چند سالم بود ولی این را یادم است که
تازه نوشتن و خواندن را از پدرم می آموختم. کسی بنام محمد عیسی غیچکی برای
پدرم خبر آوردند که فلان ملا دستور داده که خانههای مردم را بپالند و هر
خانهای که در او دمبوره پیدا شود ده من گندم و یکدانه گوسفند باید جریمه
بدهد و دمبوره را هم باید بسوزانند. پدرم به چند نفر از نظامیان تحت امرش
دستور داد که جلو این کار را بگیرند و نگذارند که خانه کسی را بپالند،
راستش پدرم هم ملا بود اما نه از آن ملاهاییکه مخالف هنر باشد، خیلی از
دوستان فیسبوکی که با من همدیار هستند در جریانند و آهنگ معروف اسپ سرخو
که شعر و سبک آن از پدرم است و بنام پدرم معروف است گواه این ادعایم است،
در غجورباش به غیر از این دو هنرمند بلند آوازه، آوازخوانان دیگری هم بودند
که هر کدام به اندازه هنرمندی خودشان در همان ده و دیار معروف بودند از
جمله محمد عیسی غیچکی، غلامعلی بخملی، سید پای کیل و دیگران که نام شان را
بخاطر ندارم.
اما باید بگویم که ملاهاییکه با دمبوره سر جنگ دارند
نماینده همه ملاها نیستند، اینها همان روضه خوانهای هستند که از موسیقی و
هنر میترسند زیرا میدانند آنهاییکه از لذت شنیدن دمبوره و موسیقی
بهرهمند هستند دیگر گوش به صدای گوشخراش این روضهخوانها نمی دهند که حتی
خودشان هم نمیدانند که شعرهایی را که بنام روضه میخوانند خیال پردازیهای
قاسم صرافان و امثال آن هستند و هیچکدام شان واقعیت ندارند.
سالها
پیش که کوچک بودم حمله حیدری را خیلی دوست داشتم و به خصوص جنگ حضرت علی با
مرحب و حارث را میخواندم و از اینکه شمشیر حضرت علی زمین را می شکافت و
گاوماهی را زخمی میکرد لذت میبردم، بعدها فهمیدم که زمین روی شاخ گاوماهی
نیست و این یک دروغ بیش نبوده، تمام باورهایم فروریخت و حضرت علی هم دیگر
آن قهرمان سابق نیست.
حرف آخر اینکه رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری هم ملا بود ولی تا هزاره هست نام و یاد مزاری هم زنده است.
جنگ ملا و دمبوره
اشتراک در:
پستها (Atom)
توضیح مختصر
درود عزیزان! به وبلاگ من خوش آمدید! اگر دوست داشته باشید که در مورد من بدانید این توضیح مختصر فکر کنم کافی باشد من علی بیانی هستم متولد 136...
-
درود عزیزان! به وبلاگ من خوش آمدید! اگر دوست داشته باشید که در مورد من بدانید این توضیح مختصر فکر کنم کافی باشد من علی بیانی هستم متولد 136...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر